بیابانستو تاریکی بیا ای قرص مهتابم
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 18:06
من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابمبدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقیو گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابمبیا ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانهکه گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابممرا روی تو محرابست در شهر مسلمانانو گر جنگ مغل باشد نگردانی ز محراب...
نمایان میشوی شوی یا نه؟
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:19
نمایان میشوی یا نه تورا هر بار میجویم شبا هنگام تورا هر روز هر موقع ،درتکرار ِ باورهاتو گفتی نمایانی و من در پرسه های شبندیدم سایه ای .حال همچو یک بازنده ام امشب مرا هرموقع میخواستی صدا کردی؟ دراین چوبینه به دنبال چه می گردی؟ولی افسوس نمیدانیهمین چوبینه- چه میگفته چه بوده قبل از تو همین چوبینه پیش ا...
#زمان
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:19
یادداشت،،بعضی چیزان که تو مغزمون حک شدنمثل بچه بودنو زور کردن خانواده برای رفتن به نونواییوسط راه بارون گرفتنو خیس شدنسوراخ بودنو تو کفش و آب رفتن و در نهایتش عصبانی شدن و آرزو کردن بزرگ شدن و رسیدن به جایی که مجبور نباشی صف نون رو زیر بارون تجربه کنی باز..آرزوی زود بزرگ شدن خیلی فریبندستاز یک طرف ت...
بیابانستو تاریکی بیا ای قرص مهتابم..
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 8:19
» من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابم بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم بیا ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه که گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابم مرا روی تو محرابست در شهر مسلمانان و گر جنگ مغل باشد نگر...
زنده ایم
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 8:46
هعی...جلوی آینه ایبرمیگردی، چند دقیقه ایزنده ایم، نفسی میاد نفسی میرههرچند بعضی جُمِها دلگیر میشهخب دیگه زندگی همینهاگه سفت کنی که مملی نمیرههه زیر لب میگم قوربون خندهاتاینکه درد نداشت تا خود دنده هاتبرچسبها: میم ت, دلگیر + نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵ساعت 22:55  توسط میم ت |
راست میگفتی
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 12:51
میگفتی دلنوشتهایت پول نمیشوندراست میگفتی..خارها هم هیچوقت گل نمیشوند..میگفتی غرورت را چه کنم؟راست میگفتی..عاقل ها هیچوقت خل نمیشوند..میگفتی بس کن دوستت دارم راراست میگفتی..نخ ها هم هیچوقت برای سوزن رول نمیشوند..میگفتی قافیه ات چند..خیال بافیت با من چند..عشق سیری چندحس و درد و تنهایی و حق چند..راست م
۱
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 12:51
همیشه جای پای تو باقی ماند چو جای تو میان ما خالی ماند تبسمت برای ما دلدار بود صدای پر طراوتت ثابت باد..
بیابانستو تاریکی بیا ای قرص مهتابم..
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 12:51
آخرين مطالب لینک دوستان لینک های مفید من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابم بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم بیا ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه که گر جیحون بپیمایی
از راه های رسیدن به موفقیت
-
تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 18:25
بدون مقدمه باید گفت همه به دنبال موفقیت در زندگی روزمره و شخصی و همچنین جاه طلبی های شخصی با نگاهی دور نزدیک هستند طوری که امروزه میبینیم مانند ورزشکاران ، مدیران ، بازاریابان و.... درواقع هرکس به اندازه تلاش خود میتواند جاه طلبی داشته باشد.قطعا کسی که شب و روز به هدف خود می اندیشد با کسی که بعد از ...
افسوس دارد
-
تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 18:25
افسوس دارد روزی دگر نباشی و من باشم بی تووای بر آن روزی نباشد چشمانم همچو پروانه دورِ نگاه تو. آسمانمریسمانم گیسویتخال وابرویت و یک ثانیه تصور کنمرا امکان ندارد بی تو
گلرخ
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 20:49
سلام ای عشق زیبایمتو ای گلرخ تو ای زیبنده جانمتورا من بارها دیدمچه در رویا چه در خوابم
زنده ایم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 17:34
هعی...جلوی آینه ایبرمیگردی، چند دقیقه ایزنده ایم، نفسی میاد نفسی میرههرچند بعضی جُمِها دلگیر میشهخب دیگه زندگی همینهاگه سفت کنی که مملی نمیرههه زیر لب میگم قوربون خندهاتاینکه درد نداشت تا خود دنده هات
نقطه چین..
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:54
پر شده نصف صفحات دفترم از خطهای ممتد نبودنت گمان کنم دیوانه گشته ام از فراق دور بودنت البته تو به شکلیو.. و من به شکلی.. فجیعتر باور نمی کنی به دور و برت نگاه کن!؟ مرا میبینی؟ نه!تو ای مخاطب خاص دلنوشته های تنهایی امدر را باز کن از راه دور و دراز شبهای تنهایی ام تورا در باورهای خود می دیدم..هر روز ه...
گاهی
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 1:14
گاهی به تو فکر میکنمتوهمان که هنوز به زندگی من نیامده ای ولی از شوق آمدنتتمام درختهای باغچه گل دادند..گاهی هم به داشتنت به دوست داشتنتبه ازدیاد توهمات واقعی بی تو بودن #forz
فاصـ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـله
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
از راهی دور آمدم برای دیدنت. از راهی دور شاید باورت نیست شدم دلتنگت.. آنقدر فاصله ات کم شده از دور می آید صدایت ولی آنقدر دوری از من نیست هیچ نشانت بهای مسیر آمدن از راه درازم چند؟ وقتی نیست اثری از تو در گامهای خیالم این دوست داشتن است.. همین که خاطراتم به تو گره خورده همین که وصف میشود هر روز رنگ ...
ابدیت
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
رهسپارم.. پی ابدیت... مسیر پر از مانع وسنگ. نیست آنکس که مرا یاری کند.. راه پیموده از اینجا تا افق.. راه باقی، تا خود صبح.
تمومه..
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
دل دادم به هرچی که داشتیو کم نذاشتم واس چی نداشتی دل دادی به دل نوشته هامو انتظار دیگه ای از من نداشتی.. خسته شدم خسته شدی از اینکه بد وابسته شدیم از اینکه این همه وقت یکسان گذشتو حرف وحدیثی باقی نمونده خسته شدیم از بس گفتیم عاشقتم دیگه آنن تمومه حالا رفت... یه جور دیگه من.. دیگه بی بهونه سیر میکنم ...
سیا ابران اثر استاد پور رضا به قلم مرتضی کریمی
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
سیا ابرانای ، باد و بورانای ، ستاره دنه ای آسمان ترسم ورگ دکه می کولامانای ، وای می بوزانای ، می گوسندان کی تموم بونه ای زمستانای ، باد و بورانای ، ورف و طوفان آفتاب وتابه سبز چاکانای ، کوه و کامانای ، دشت و دامان سورخه گول در بیه در بهارانای ، مع مع بزنن می وراکان در کمین درن وشنه ورگانای ، ترسم آخ...
ای مادرم..
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
ای مادرم... تو چه میگفتی و من چه... اما امروز بعد بیست سال... من به حرف تو رسیدم...
نگرانت نیستم
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 15:02
شاخه انگوریهرچند دورینگرانت نیستم هرچند بودی نمیدانم کجا آواره ای امروزتو همانی که آواره ام کردیاشعارم را پای خود سوزاندیرنگ حقیقت را در خود شیفتگی مفرطت جوشاندیهرچند تابوتت روی دوشم بودبی تکانبه هیچ تقلایی برای نفس نفس زدن آخرین قولم یادت هست یادت هست؟حتی روزی زمین گیر دیدنت ممکن نیستهرچند دورینگرا...