نمایان میشوی یا نه
تورا هر بار میجویم شبا هنگام
تورا هر روز هر موقع ،درتکرار ِ باورها
تو گفتی نمایانی و من در پرسه های شب
ندیدم سایه ای .حال همچو یک بازنده ام امشب
مرا هرموقع میخواستی صدا کردی؟
دراین چوبینه به دنبال چه می گردی؟
ولی افسوس نمیدانی
همین چوبینه- چه میگفته چه بوده قبل از تو
همین چوبینه پیش از تو
توانا بود دانا بود
به هر مردی نظر کردی سری در ما سَوا ها بود
چرا اینگونه گردیده تمام رازو افسونم
همین عشق تو معشوقه، نمایان کرد سستی ام
تو ای فانوس شبهایم. تو ای هربار خندیدن
تو ای قافیه ی شعرم. تو ای فردای روشن گر
به دنبالت نمیدانم،سر آغازم یا میان راه
ولی این را نکو دانم که رد گشته دو ده ساله و بیشی از ده ساله سوم
به دنبالت چراغ روشنی دارم
چو شبگردها
میان کوچه های شهر خاموشم
سوالی در سرم دارم نمایان میشوی یا نه؟
نمایان میشوی یا نه
تورا هر بار میجویم شبا هنگام
تورا هر روز هر موقع ،درتکرار ِ باورها
تو گفتی نمایانی و من در پرسه های شب
ندیدم سایه ای .حال همچو یک بازنده ام امشب
